کتاب بادام در ظاهر رمان نوجوانانه به نظر می رسد اما حرف های زیادی برای بیان کردن دارد. این کتاب توضیحاتی مثل انسان عادی ، زندگی متداول و عادی بودن و تلاش کردن در جوامع شرقی که همواره قوانین سخت و یکپارچه ای داشته اند. همین موضوع محبوبیت این کتاب را برای مخاطبان دو برابر می کند. در طول داستان، همانطور که یونجه شروع به گشودن درهای زندگی خود به روی افراد جدید میکند، با دختری به نام «گون» آشنا میشود. داستان از زبان شخصیت اصلی، یونجی، روایت شده است و این موضوع به اثربخشی محتوا و تأثیرگذاری آن بر مخاطب کمک شایانی کرده است؛ زیرا نگاه او برای مخاطب بسیار تازه و جذاب است. اتفاقات زمانمند هستند و گاهی رویدادهایی از گذشته به زمان حال پیوند داده میشوند.
این طور بود که همسرش برای همیشه او را ترک کرد و از آن زمان دیگر دکتر شیم چاقوی جراحی دست نگرفت. حالا تنها چیزی که می توانست به آن فکر کند این بود که چقدر او را دوست داشته و چقدر کم این موضوع را به او نشان داده است. بعد چشماشو باز کرد و به دنیای واقعی برگشت. وقتی یونجه بیدار شد، دکتر شیم ماجرا رو براش تعریف کرد. دورا بعد از رفتن یونجه، ناظم مدرسه رو خبر کرده بود. بچههای مدرسه درباره دوستای گون به پلیس گفته بودن.
کلمهای که ظاهراً چیزی غیرقابل تعریف را به زندان حروف در میآورد. اما از آن اغلب و به راحتی استفاده میشد. مردم به سادگی عشق را فقط برای بیان لذتی سطحی یا تشکر کردن به کار میبردند. هیچ کدام از قربانیان رابطه ای با آن مرد نداشتند.
یونجه سرشو برگردوند و دید دختر بچهای از روی تاب افتاده و گریه میکنه. به دلیل علاقه ی شما عزیزان به رمان بادام ما این کتاب را در 2 پارت خلاصه کردیم. قسمت اول را در این مقاله بخوانید و برای ادامه ی داستان پارت دوم خلاصه کتاب بادام را بخوانید.
در این مجموعه از نویسندگان و مترجمانی که مایل به همکاری با ما هستند استقبال می شود. پس از دانلود هر کتابی، فایل (pdf یا صوتی) در گوشی یا کامپیوتر شما ذخیره می شود و همیشه می توانید به صورت آفلاین مطالعه کنید و لذت ببرید. مفاهیمی همچون خانواده و دوستی به زیبایی در این کتاب مورد توجه قرار گرفته اند. مانند باقی آثار فرهنگی کره جنوبی، در این کتاب هم اشاره هایی به تنوع غذایی و صنعت سرگرمی و کیپاپ می شود.